حكيم ابوالقاسم فردوسى

526

شاهنامه فردوسى (بر اساس چاپ مسكو) (فارسى)

ز گودرز چون خواست پيران نبرد * چنين گفت با گرد فرشيدورد كه گر من شوم كشته بر كينه گاه * شما كس مباشيد پيش سپاه اگر كشته گردم برين دشت كين * شود تنگ بر نامداران زمين نه از تخمهء ويسه ماند كسى * كه اندر سرش مغز باشد بسى كه بر كينه گه چونك ما را كشند * چو سرهاى ما سوى ايران كشند ز گودرز خواهد سپه زينهار * شما خويشتن را مداريد خوار همه راه سوى بيابان بريد * مگر كز بد دشمنان جان بريد بلشكرگه خويش رفتند باز * همه ديده پر خون و دل پر گداز بدانست لشكر سراسر همه * كه شد بىشبان آن گرازان رمه همه سر بسر زار و گريان شدند * چو بر آتش تيز بريان شدند بنزديك لهّاك و فرشيدورد * برفتند با دل پر از باد سرد كه اكنون چه سازيم زين رزمگاه * چو شد پهلوان پشت توران سپاه چنين گفت هر كس كه پيران گرد * جز از نام نيكو ز گيهان نبرد كرا دل دهد نيز بستن كمر * ز آهن كله بر نهادن بسر چنين گفت لهّاك و فرشيدورد * كه از خواست يزدان كرانه كه كرد چنين راند بر سر ورا روزگار * كه بر كينه كشته شود زار و خوار بشمشير كرده جدا سر ز تن * نيابد همى كشته گور و كفن بهر جاى كشته كشان دشمنش * پر از خون سر و درع و خسته تنش كنون بودنى بود و پيران گذشت * همه كار و كردار او باد گشت ستون سپه بود تا زنده بود * به مهر سپه جانش آگنده بود سپه را ز دشمن نگهدار بود * پسر با برادر برش خوار بود بدان گيتى افتاد نيك و بدش * همانا كه نيكست با ايزدش بس از لشكر خويش تيمار خورد * ز گودرز پيمان ستد در نبرد كه گر من شوم كشته در كينه گاه * نجويى تو كين زان سپس با سپاه گذرشان دهى تا بتوران شوند * كمين را نسازى بريشان كمند ز پيمان نگردند ايرانيان * ازين در كنون نيست بيم زيان سه كارست پيش آمده ناگزير * همه گوش داريد برنا و پير اگرتان بزنهار بايد شدن * كنون تان همى راى بايد زدن و گر بازگشتن بخرگاه خويش * سپردن بنيك و ببد راه خويش و گر جنگ را گرد كرده عنان * يكايك بخوناب داده سنان گر ايدون كتان دل گرايد بجنگ * بدين رزمگه كرد بايد درنگ كه پيران ز مهتر سپه خواستست * سپهبد يكى لشكر آراستست زمان تا زمان لشكر آيد پديد * همى كينه زيشان ببايد كشيد ز هر گونه رانيم يك سر سخن * جز از خواست يزدان نباشد ز بن ور ايدون كتان راى شهرست و گاه * همانا كه بر ما نگيرند راه و گرتان بزنهار شاهست راى * ببايد بسيچيد و رفتن ز جاى و گرتان سوى شهر ايران هواست * دل هر كسى بر تنش پادشاست